۱۸:۰۸:۱۸ - سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
روزت مبارک شقایق ،نور چشم پدر و مادر
 شقایق دختر افسرده ساکن یکی از روستاها  نزدیک سوسنگرد که با تشویق یکی از دوستان خود توانست به تنهایی مشکلات خانواده  خود را به دوش بکشد و باعث افتخار افتخار پدر و مادر شود .

سوسنگرد نیوز : فنی و حرفه ای یک ارگان بسیار فعال و مفید برای شهر ما  بوده و است که کار آفرینان فعال و خودجوشی را در این مدت  تربیت کرده و از این طریق توانستند جوانان و نوجوانانی در  سوسنگرد و حتی روستاهای اطراف  راهمیشه فعال نگه دارند و برای خود و خانواده یک شخص مهمی باشند.

در گفتگو با یک کارآموز در کلاسهای خیاطی گفت :من در خانه بیکار بوده ام و به دلیل دور بودن مدرسه از محل زندگی ما  نتوانستم از قبل درسم را ادامه بدهم ولی با مواجه شدن من و خانواده ام  با بسیاری از مشکلات اقتصادی ،با راهنمایی یکی از دوستانم و معرفی این آموزشگاه توانستم دوباره شخصیتم را پیدا کنم و بر روی پاهایم بایستم و به خودم اعتماد کنم  ،که این اولین نشانه خوب بعد از آموزش خیاطی  بود ،در واقع من برای خودم و برطرف شدن مشکلات و نیازهای اقتصادیم در این آموزش ثبت نام کرده بودم ولی بعد که پدرم سن بالایی داشت و کار کشاوزی می کردند ،بعد از کهولت سن و عدم توانایی در کشاورزی ،خانه نشین شده و بار زندگی و حل مشکلات آن بر دوش من افتاد و باید با شوق و اشتیاق بیشتری مشغول به  کار خیاطی شدم چون از این به بعد علاوه بر خرج و مخارج شخصی خودم ،باید تمام مخارج خانه و خواهر و برادرهای کوچکم را تامین کنم و نگذارم محتاج چیزی شوند همانطور که پدرم در تمام این سالها تنها با کار کشاوزی مخارج زندگی ما را تامین و مهیا می کردند و بدون هیچ منتی مایحتاج زندگی را تقدیم ما می کردند .

 

شقایق  که تنها دختر و بزرگ این خانواده بود حس می کرد که بعد از پیر شدن پدر و مادر و علاوه بر اینها داشتن خواهرو برادهای کوچکتر از خودش دیگر نمیتواند به این سکوت ادامه دهد و باید کاری کند تا خانواده را از این وضعیت بد اقتصادی نجات دهد و با رفتن به کلاسهای خیاطی توانست خانه را سراپا نگه دارد و پدرش را خوشحال کند و بار مسئولیت را بعد از این همه سال از دوش پدر برداشته و خود مرد خانه می شود .

 

شقایق در آخر با چشمانی گریان گفت :من مشکلات زیادی را در رفت و آمد به این مرکز فنی و حرفه ای  تحمل کردم زیر باران و آفتاب سوزان، یا خرید وسایل برای آموزش و یادگیری چون پول زیادی نداشته بودم و با کمک کردن به همسایه ها و فروش سبزی توانستم خرج و مخارج کلاسها و رفت و آمد را تامین کنم  و نمیخواستم مانند بچگی و سالهای گذشته بخاطر همین مشکلات پیش و پا افتاده ،این فرصت را از دست بدهم و دوباره همان شقایق ضعیف بی فایده شوم ،دوست داشتم پدرو مادرم از خوشحالی اشک بریزند و واقعا به آرزویم رسیدم . با توکل بر خدا و تحمل این همه سختی و بازهم انجام کارهای کوچک و فروش  سبزی خوردنی و فروش شیر و ماست همسایه ها ،چون ما گاو و گوسفندی نداشتیم ، توانستم پولی را جمع کنم  تا چرخ خیاطی بخرم و خیاط روستایمان شوم و کسب و کاری را برای خود راه اندازی کنم  .

 

این دختر  با اراده روستایی در ادامه صحبتهایش به ما گفت :حدود پنج یا شش سال از این قضیه می گذرد و  وضع زندگی مان خیلی از اول بهتر شده و اشک پدر و مادرم را که از خوشحالی سرازیر شده بود که آرزوی دیدن این اشک ها را داشتم ، بعد از خریدن چرخ خیاطی سیاه قدیمی و ثابت کردن خودم به آنها و همسایه ها و مشتری هایم  دیدم. من حالا صاحب سه فرزند هستم و خانه ام نزدیک خانه پدریم است و هنوز خرج و مخارج پدر و مادرم و برادرانم با من است و خوشحالم که این مسئولیت را به دوش می کشم و از همسر عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم  که سد راه من نشد و برعکس قوت قلبی بود برایم چون با بچه داری و شروع مشکلات جدید ،همسرم پا به پای من کمک می کردن و زندگی  را با وجود این مشکلات ،به آرامی در حال گذراندن هستیم .

 

احسنت به چنین دخترانی که اینگونه مردانه و شجاعانه در جامعه حضور پیدا می کنید و در آخر بهشت زیر پای آنها قرار می گیرد .

 

گزارشگر :حریزاوی خبرنگار سوسنگرد نیوز

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
تصویری